تبليغاتX
نفرین ابدی بر خواننده این برگ ها
 
 

درباره تفاوتی که داریم

 

ریچارد برتیگان در "صید قزل آلا در آمریکا" فصلی به همین نام دارد. مردی وارد مغاره ای میشود و لابلای رودخانه های مختلف با درختها و ماهیها و حشرات متفاوت رودخانه صید قزل آلا در آمریکا را می خرد.

امشب فیلم "جونو" را دیدم. داستان دختر ۱۶ ساله ای که فرزند نامشروعی در بدن دارد و می خواهد آنرا به خانواده ای برای نگهداری بسپارد.

تصورش را بکنیم که یک دختر ایرانی در ۱۶ سالگی بدون اینکه ازدواج کند باردار شود. در صفحه آگهی های روزنامه(مثلا کیهان) کنار اعلام فروش ماشین یا اجاره منزل به دنبال خانواده هایی بگردد که نیاز به فرزند دارند. آنها را پیدا کند و برای فرزندی که چند ماه بعد به دنیا می آید با آنها قرار داد ببند. با شکم جلو آمده به مدرسه برود و در تمام این مراحل خانواده از او حمایت کنند و به خاطر اینکه امکان باردار شدن یک دختر در اولین تجربه جنسی اش میتواند کاملا طبیعی باشد او را درک کنند.

نسبتی که ما در ادبیات با آنچه پست مدرن نامیده میشود برقرار می کنیم شاید معلول همین تفاوت باشد. براتیگان در جهانی که یک کارخانه تولید کننده چیپس تبلیغاتش را به صورت امواج به فضا میفرستد تا اگر موجودات دیگری هم هستند آنرا ببینند و بفهمند که انسانهای زمین چیپس دوست دارند ٬داستان مینویسد. همینطور در جهانی که اعدام ممنوع است یا شما حق دارید بعد از بلوغ تجربه جنسی انتخابی داشته باشید.

ما اما در جهانی به شدت متفاوت از این مثالها و هزاران تای دیگر که همه مان میدانیم٬ آن داستانها را می خوانیم و با خودمان می گوییم : اووووه پس پست مدرنیسم اینگونه است؟ 

این٬ کشفی نیست که از آن من باشد٬ که همیشه فصل این شکاف عظیم را از همین دانسته و گفته اند که ما بی تجربه درستی از دنیایی که به آن نگاه میکنیم میخواهیم شبیه باشیم.

اگر در آنجا یک دختر ۱۶ ساله میتواند نامشروع باردار شود و زنده بماند و ادامه دهد و در نهایت به مکاشفه برسد و به وارستگی و همینطور دانایی٬ حتما٬آنجا٬ مغازه ای هم هست که رودخانه صید قزل آلا در آمریکا را بفروشد.

جونو فیلمی انسانی است. حتی با همه تفاوتش میتوان فهمید و همزادش بود.

 

 

|+| نوشته شده توسط سرایت در سه شنبه هجدهم تیر 1387  |
 

 

 

|+| نوشته شده توسط سرایت در یکشنبه نهم تیر 1387
 
 
بالا